چطور بنویسم ؟! (آموزش)


پیش از پس : تمامی متنی که در ادامه می خوانید از تجربیات کمی است که در زمینه نوشتن ( داستان کوتاه ) بدست آوردم و تلاش کردم تا بکار بگیرم . و با زبانی ساده و روان در اختیار شما دوستان قرار دهم تا آغازی باشد برای بهتر شدن. از این که قلم در دست شماست خوشحالم .

ادامه نوشته

3800 ( داستان )

دیگر خسته شده ، پاهایش در حال جان کندن هستند ، ولی باید به خستگی اش چیره شود و ادامه دهد ، باران دیگر قطع شده ، سطح شهر از آب پر شده و کفش های خشکیده اش غرق در آب پا به پای پاهایش می دوند ، در فکر کاغذهای زیر لباسش است ، اگر بایستد کارش تمام است ، شاید با دور ریختن آن کاغذها از شر آنها خلاص شود ، ولی این را نیز باید به خاطر داشته باشد که خیلی ها برای رساندن این کاغذها تلاش کردند و او با این کار تمام تلاش ها را به هیچ تبدیل کرده است  ، پس به راهش ادامه می دهد و منسجم تر با تمام خستگی هایش می دود .

ادامه نوشته

افکار سرگردان ( داستان)

باد می آید و من پشت پنجره اتاق که دنیای اکنون من است نشسته ام و با ذهن آشفته ام کلنجار می روم تا آنی را که مدت هاست درگیرش است را بروی کاغذ بیاورم و سوژه لعنتی رفته آن بالاهای مخچه ام و راضی نیست از خر خودش پایین بیاید و روی کاغذهای سفید که لَه لَهِ کلمات را دارند بنشیند.

ادامه نوشته