تعریف داستان کوتاه


قرن اخیر، قرن غلبه جهانی داستان کوتاه بر دیگر انواع ادبی است. انسان دیگر آن ذوق و فراغت را ندارد که رمانهای بلند چند جلدی بخواند؛ از این رو با مطالعه داستان کوتاه گویی خود را تسکین می دهد. 

زندگی را و خود را و در آیینه داستان کوتاه می جوید. 



 
داستان کوتاه را می توان از نظر شخصیتها، نوع بیان داستان و کوتاهی و بلندی آن مورد برسی قرار داد. 

در "رمان" اغلب مجموعه زندگی شخصیتی تجسم می یابد و اشخاص یا شخص مهم داستان در طول زمانی که داستان آن را در بر می گیرد پرورده می شود، ولی در داستان کوتاه چنین فرصتی وجود ندارد. 

در داستان کوتاه شخصیت قبلاً تکوین یافته است و پیش چشم خواننده ی منتظر، در گیرودار کاری است که به اوج و لحظه حساس و بحرانی خود رسیده یا در جریان کاری است که قبلاً وقوع یافته اما به نتیجه نرسیده است. 

نویسنده در داستان کوتاه، برشی می زند به زندگی قهرمان داستان و نقطه ای از آن را که باید به مرحله حساسی برسد انتخاب می کند. 

در حالی که در رمان قسمتی یا تمام دوره زندگی قهرمانان در پیش چشم خواننده است و چشم انداز وسیع تر و گسترده تری از زندگی شخصیتها را نشان می دهد. 

داستان کوتاه مثل دریچه یا دریچه هایی است که به روی زندگی شخصیت یا شخصیتهایی، برای مدت کوتاهی باز می شود و به خواننده فقط امکان می دهد که از این دریچه ها به اتفاقاتی که در حال وقوع است نگاه کند. 

شخصیت در داستان کوتاه فقط خود را نشان می دهد و کمتر گسترش و تحول می یابد. 

"ادگار آلن پو" نویسنده آمریکایی می گوید: 

"داستان کوتاه قطعه ای تخیلی است که حادثه واحدی را، خواه مادی باشد و خواه معنوی، مورد بحث قرار دهد. 
این قطعه تخیلی بدیع باید بدرخشد، خواننده را به هیجان بیارود، یا در او اثر گذارد باید از نقطه ظهور تا پایان داستان در خط صاف و همواری حرکت کند." 

"داستان کوتاه" باید کوتاه باشد، اما این کوتاهی حد مشخص ندارد. "ادگار آلن پو" در این مورد نیز گفته است: 

"داستان کوتاه" روایتی است که بتوان آن را در یک نشست (بین نیم ساعت تا دو ساعت) خواند. همه جزئیات آن باید پیرامون یک موضوع باشد و یک اثر را القاء کند، یک اثر واحد را. 

در داستان کوتاه تعداد شخصیتها محدود است. فضای کافی برای تجزیه و تحلیل های مفصل و پرداختن به امور جزئی در تکامل شخصیتها وجود ندارد و معمولاً نمی توان در آن تحول و تکامل دقیق اوضاع و احوال اجتماعی بررسی کرد. حادثه اصلی به نحوی انتخاب می شود که هر چه بیشتر شخصیت قهرمان را تبیین کند و حوادث فرعی باید همه در جهت کمک به این وضع باشند. البته بسیاری از داستاهای کوتاه خوب هم هست که در آن این قوانین رعایت نشده است. 

داستان کوتاه ممکن است خیلی کوتاه باشد و مثلا حدود 500 کلمه بیشتر نداشته باشد. 


داستان کوتاه در غرب 


در غرب "داستان کوتاه" به معنی امروزی در قرن نوزده شکل گرفت و اولین کسی که به صورت جدی بدان پرداخت "ادگار آلن پو" است. ادگان آلن پو علاوه بر نوشتن داستانهای کوتاه از نظر تئوری هم مطالبی در مورد آن نوشته است و داستان کوتاه را به عنوان یک نوع ادبی مطرح کرده است. 

بزرگترین نویسندگان اروپایی و آمریکایی که در زمینه داستان کوتاه نام و آوازه پیدا کرده اند عبارتند از: 

گوگول، گی دوموپاسان، آنتوان چخوف، کاترین منسفیلد، شرود اندرسن، اوهنری، ارنست همینگوی، کنراد، کیپلینگ و سالینجر.


داستان کوتاه در ایران 


نوع ادبی "داستان کوتاه" در ایران گذشته سابقه ای ندارد. 




 

در ایران نخستین داستان های کوتاه فارسی یعنی مجموعه ی شش داستان کوتاه "یکی بود یکی نبود" را محمد علی جمالزاده نوشت و در سال 1300 شمسی منتشر کرد. 

پس از جمالزاده نویسندگانی چون صادق هدایت ، بزرگ علوی، صادق چویک، جلال آل احمد و دیگران داستانهایی نوشتند و به لحاظ کمی و کیفی در ارتقاء این نوع پدید ادبی اهتمام ورزیدند. 

"داستان کوتاه" مانند هر جریان نوین ادبی در آغاز با بی مهری ها و گاه مخالفت هایی مواجه شد؛ اما به رغم این همه نویسندگانی ظهور کردند و در توجیه نظری و عملی آن دست به کوشش هایی زدند. 

"داستان کوتاه" اگر با "یکی بود یکی نبود" در سطح انتقادی و طنز اجتماعی آغاز شد، به دست امثال صادق هدایت و محمود دولت آبادی و هوشنگ گلشیری به سطح بالاتری ارتقاء یافت. 

منبع:دانشنامه رشد

 

نویسنده: اشکان جباری

 

یک واقعیت تلخ!

این روز ها دیگه  کسی حوصله ی داستان شنیدن نداره!

 

قیصر-مسعود کیمیایی

همه ی ما اگر کمی واقعی تر به مسائل نگاه کنیم،خواه یا نا خواه به این دیالوگ قیصر میرسیم و آن را درک می کنیم.در روزگاری که همه خسته اند ادبیات و کتاب،چه جایگاهی دارد؟!

 

ادامه نوشته

خاطرات روسپیان سودازده ی من

سلام دوستان.

در تاریخ 1392/9/14 کتاب خاطرات روسپیان سودازده ی من(خاطره ی دلبرکان غمگین من)،اثر "گابریل گارسیا مارکز" بررسی می شود.

امیدوارم شما دوستان،ما را در این امر یاری کنید.

برای دانلود کتاب،اینجا را کلیک کنید.

آدم کش

" چشمام رو می بندم و میرم جلو اول سلام می کنم و با آرامش کل قضیه رو براش تعریف می کنم . اونم حتمن آدم فهمیده ایه و من رو می بخشه . آره باید برم پیشش و بهش بگم . اون هم بهم حق می ده . حتمن بهم حق می ده .

ادامه نوشته

تحلیل و بررسی داستان "محکوم به اعدام"

محکوم به اعدام نام مجموعه ای است که توسط نویسنده ی بنام آن دوران، "علی محمد افغانی" به نشر در آمده است.این کتاب برای اولین بار در سال  1370 توسط انتشارات نگاه،روانه ی بازار شد.

محكوم به اعدام، زنده بگور، بالا بلنده، يك گردش تفريحي و فصل خوب سال،داستان های اینمجموعه را تشکیل می دهند

  .

ادامه نوشته

بابت تاخیر،پوزش...

درود...

همان طور که می  دانید،وبلاگ در این مدت کم کار شده است و دیر به دیر به روز می شود.بنده از طرف همه ی اعضا از شما پوزش می خواهم و همه ی تلاشمان را می کنیم،تا بیش از این فعالیت داشته باشیم.

به امید پیشرفت....

با سپاس فراوان


اینجا کسی نیست - 2 (داستان)

در محله ای که همه از جنس هم هستند . در حاشیه خیابانش پر است از زباله هایی که انگار سالهاست کسی غیرت تمیز کردنشان را نداشته . پسر بچه های سنین ابتدایی در زمین خاکی فوتبال بازی می کنند و دختر بچه ها هم به تماشا و تشویق پسرها مشغول اند .

ادامه نوشته

محکوم به اعدام

سلام دوستان...

داستان محکوم به اعدام(ازمجموعه ای به همین نام) اثر علی محمد افغانی،در تاریخ 92/4/27 مورد تحلیل و بررسی قرار میگیرد.

برای دانلود این داستان،می توانید اینجا را کلیک کنید.

با سپاس فراوان

تنهایی پر هیاهو(کتابی برای زندگی)

سی و پنج سال است که در کار کاغذ باطله هستم و این قصه ی عاشقانه ی من است.سی و پنج است که دارم کتاب و کاغذ باطله خمیر می کنم و خود را همچنان با کلمات عجین کرده ام که دیگر به هیئت دانشنامه هایی در آمده ام که طی این سالها سه تنی از انها را خمیر کرده ام.

تنهایی پرهیاهو-بهومیل هرابال


ادامه نوشته

چطور بنویسیم ( پایانی)

امیدوارم حرفهای قبلی توانسته باشد به کار شما بیاید . پیش از این نیز گفتم و اینجا هم می گم ، این مطالب بصورت علمی دقیق و درست نیست و صرفا حاصل تجارب شخصی من و اطلاعات من از نویسندگی است ، در زمینه داستان .

با فضا سازی و شخصیت سازی آشنا شدیم . یاد گرفتیم قوه تخیل را چطور بکار ببریم و از احساساتمان در نوشته ها استفاده کنیم . البته استفاده از تجربه و تحقیق نیز در نوشتن بد نیست و می تواند کمک خوبی به ما کند . نوشتن زندگی نامه برای شخصیت یکی از مهمترین کارهای یک نویسنده است ، که اگر درست و دقیق و با حوصله انجام شود ، حتم دارم داستان شما ، داستان خوبی خواهد شد ، دست کم در زمینه شخصیت سازی و شخصیت پردازی اش .

ادامه نوشته